نمایش تبلیغ
 
ساخت وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگها
 

<#پرستو * همون مسافرعاشقه #>

پرستو*همون مسافر عاشقه*



چهارشنبه، 3 مرداد، 1386


دلتنگيامو بردار پيشه خودت نگه دار..هروقت كه تنها شدي ..منو به يادت بيار

فعلا خسته ام نميتونم ادامه بدم
تخته اش نميكنم چون دوستش دارم ......چون اين وبلاگه كوچولو بود كه منو از دنياي تاريكه تنهاييم بيرون آورد
فعلا ميذارمش به حال خودش تا استراحت كنه
منم خيلي كار دارم در گير چاپ كتابام هستم
كاراي شركت خيلي زياد شده منم كشش ندارم كه هم به كارام برسم هم به وبلاگم هم به زمينه هاي كاري ديگه ام خلاصه داغونه داغونم
همتونو دوست دارم همه اونايي كه هرگز تنهام نذاشتن برميگردم خيلي زود
تو روخدا تنهام نذارين
برام آف بذارين باشه؟؟؟؟؟
داداشي هاي نازنينم؛؛؛آبجي هاي جيجرم........ برميگردم





























































|لینک|


يكشنبه، 17 تير، 1386


تو رو ميخوام ********تو رو ميخوام

 
 

میگم امشب خالیه جات 

 روی ابرا جای پاهات

     میگم آروم زیر لب که با خودم باش

میگم از خاطره تو

ای نیاز هردم من

بیاو مرهم هق هق توی شبهای دلم باش  

تورو میخوام تورو میخوام

خالیه جات توی دنیام

یه بهونه واسه دیدن

یه نفس از تو شنیدن

تا خزون آرزوم رفت بی تو بودن

بازم این راه نرفته

پیچو خم داره دوباره

بازم این مقصد پنهون

تو رو یاد من می آره

روی موهات تاجی از شب

رو لبات داغی خورشید

تو.تنت نام مقدس

توی چشمات شب میخندید

بازم احساس جوونه

رو تنم حک شده انگار

با خیال ساده میگم

آرزوهام رو نگهدار
 

تورو میخوام تو رو میخوام

خالیه جات توی دنیام


|لینک|


شنبه، 16 تير، 1386


بچه هام شدن سه تا:: بلفي و پوتسي و بلكي

 
 خيلي خوشحالم  ؛؛اونقدري كه حد نداره
 شايد علايق من براي خيلي ها مضحك به نظر بياد اما خوب كاريش نميشه  كرد  .علاقه است ديگه................
 خوشحالم براي اينكه........ پنج شنبه 86/4/14 ساعت  يك و   پانزده دقيقه بعد از  ظهر؛؛ خدا يه  دخمل  خانمه نازنازي بهم  داد اسمشم (((BLACKY)))  خيلي نازو دوست داشتنيه  يه  با يه عالمه موي لخته مشكيه مشكي.....حالا  نازنازيام  سه تا شدن  يه دخمل طلا  با دوتا پسره جيجر طلا((((PUTCY----BELFY-----BLACKY ))))
 اون علايقي كه ميگفتم هميناست ديگه  !!!!!!   
سگاي نازنيني كه بعد از خانواده ام بهتريناي دنياي كوچيكه من هستن
 الان عكسي ازش ندارم تا چند روزه ديگه  عكسه هر سه تاشونو و اوني كه  فوت كردو  براتون ميذارم
 چيه چرا مي خندي  ؟؟؟ خب بچه هام هستن
 .خيلي دوستشون دارم ديگه؟؟؟؟؟

|لینک|


پنجشنبه، 14 تير، 1386


مادر قشنگترين واژه هستي:دلم برات تنگ شده

روزت  گل بارون مادره نازنينم؛ بخدا دلم برات يه ذره شده ............
يه شعر براي ماماناي خوب دنيا دارم ..........با يه متن ادبي براي اين مهربوناي ناز نازي
به ضرر نيست اگه دوتاشم بخونين 
******************************************************************************************************
                                                             مادرم

                        مي دونم دلت شكسته                اينو از چشات مي خونم
                        از  چشاي  مهربوني كه               كه همش به غم نشسته
                         من  بميرم   واسه   تو                كه همش گريونه چشمات
                        مادرم  پاك  كن  چشاتو                 آتيشم   مي زنه   اشكات
                        مادرم   ببين ، تگام كن                  دارم   از غصه  مي  ميرم
                          بذار   با     خنده   نازت                 من   دوباره   جون  بگيرم
                        آسمون گريه اش ميگيره                وقتي   بغض توي   گلوته
                        مي دونه  يه جاي  فرياد                رو   لبات   مهر     سكوته
                         واسه  از   تو   نوشتن                  واژه   ها  رو   كم مي ارم
                         واژه ها كمن  واسه  تو                 دنيا   رو    برات   مي آرم
                         اي  فرشته   لايق    تو                  به  خدا   هيچي    ندارم
                         اين نو شته هاكه سهله               جون به زير پات  مي ذارم
                         اين همه از تو    نوشتم                 اما   باز    پيشت  حقيرم
                         مادرم     بمون      كنارم                من   بدون    تو مي ميرم




        

مادر(متن)

 

ازتو چیزی نمانده دیگر مادر

تابو نیروی تو بر باد رفته

عمر تو جوانی ات .درپس زمان به تاراج رفته

عمر بیهوده من مادر من بهترین خاطره هایت را به یغما برده

زیر مشت و لگد این روزگار خم به ابرویت نیاوردی تو

کوه هم طاقت این رنج و عذابی که تو بر دوش کشیدی ........

نه .. ندارد مادرم

کوه اگر بود مادرم له میشد اما تو ...

بوسه میزنم مادر

بر ترکهای دو دست مهربانت

جان به رنج دادی که من جان گیرم ای مادر من من به غیر از جان بیهوده ندارم چیزی

که کنم پیش کش خوبی تو

مادرم این جان من قربان تو

مادر من خسته ای می دانم زیر پای تو تمام هستی ام

من ندارم هیچ که کنم قربانی وجود تو

جان من...داروندارم...همه خاک پای تو

جان من هیچ است مادر در برابر تو و خوبی تو

صد هزار فرشته از سوی خدا درمقابل تو زانو زده اند

مادرم بهشت سهل است هر چه که دارد..................... خدا زیر هر دو پای تو


|لینک|


سه شنبه، 12 تير، 1386



   وبلاگه دوم تعطيله ترانه هامو همينجا ميذارم

پرستو ها مسافراي عشقن

به  رنگ   شب نشين  ناز چشمات

به    آواز غمين   ساز  لبهات

قسم به   اون قشنگيا  كه  داري

به راز گنگي كه تو  چشمات  داري

حالا كه عاشقت  شده   دله زار

قسم به جونت   ؛ اونو تنها نذار

قسم به اشكي كه نگامو  شكست

وقتيكه عشقم  توي قلبت  نشست

به اون يه قطره   اشكم اوله  راه

به عشقي  كه شروع شدازيك نگاه

قسم مي دم  تو رو   به اين عاشقي

نشكني   يك   وقت   كمر  رازقي

به آرزويي  كه تو چشمام  رهاست

به اون خدايي كه هميشه  تنهاست

تو رو  قسم  مي دم به چشماي تو

به آسمون و ابر  باروني و اشكاي تو

كه  اين  پرستو  فكر  كوچ    نداره

آخه حالاآسمونو تو چشماي توداره

يه  وقتي  تنهاش نذاري  ؛؛ مي ميره

آخه  دلش  ازنفساي توطپش ميگيره

پرستو ها تنها مسافراي عشق دنيان

پرستو رو تنها نذاراونا هميشه تنهان


 

 

 

|لینک|


چهارشنبه، 6 تير، 1386


آرزو هاي من و شما

سلام گل گلكاي خودم خوفين؟؟؟
راستش قرار بود به پسته ديگه بذارم اما آجي سالاي مهلبونه خودم منو به بازي آرزوها دعوت كرده
و من با اينكه 2 ماه پيش اين بازي رو گذاشته بودم .چون آجيه نازه خودم ازم خواسته... دوباره ميذارمش
خوب..قابل توجه اونا كه نميدونن جريانش چيه...
من 5 تا از آرزوهاي خودمو مي نويسم بعدش 5 تا از دوست جوناي جيجره خودمو دعوت ميكنم تا اونا هم تو وبلاگشون اينكارو بكنن و اين چرخه رو ادامه بدن
آرزوهاي من :
آهان يادم اومد
1- آرزو ميكنم مامانم هميشه با من باشه خدا منو زود تر از اون ببره چون به هيچ عنوان نبودشو نميتونم........تحمل كنم
2-آرزو ميكنم هميشه با فر فر بمونم و هيچ چي نتونه منو اونو از هم بجدايونه ( جدا كنه)
3-آرزو ميكنم هرچي معلول و ناتوان و نا بينا هست شفا پيدا كنه
4-آرزو ميكنم يه روزي مملكتمون درست شه
5-آرزو ميكنم خدا اون چيزايي رو كه خيلي دوستشون دارم از من نگيره و تنها نمونم چون از تنهايي خيلي ميترسم
..............
.ديگه چيزي يادم نمياد آخه
حالا اونا كه من ميخوام بيان تو چرخه
1- فرشاد نازنازه خودم كه آرزو دارم همه آرزوهاش برآورده شه
2-داداش اكبره ناز نازي كه دلم نميخواد هيچ وقت تنها باشه
3-آجي شهزاد عروسه خوشگله خودم
4-داداش هادي نازنين (آهوي تنها)
5-داداش مسعود مهربونه خودم كه ماهه منه
****دلم ميخواست همه بچه ها رو بگم اما........ خوب همه دوستايي كه منو ميشناسن اين چرخه رو خودشون شروع كنن باشه؟؟؟
حالا يكي يكي بياين تو بغلم ميخوام ماچتون كنم






|لینک|


پنجشنبه، 17 خرداد، 1386


    می دونم  تو دلت یه حرفی داری

            که خیلی دوست داری بهش بگی مگه نه؟؟؟؟؟؟؟

         یه حرفی که هیچ وقت نتونستی بهش بگی ......

         حالا ازت می خوام  تصور کنی که اون جلوی تو نشسته

          وتوقراره اون حرفو  که  یه عمره  تو دلته میخوای بالاخره

            بهش بگی

             پس........... بگو اون حرفی رو که  جا خوش کرده  تو دلت   

             خواهش میگم  صادق باش  و اون حرفی  که واقعا  دوست داشتی بهش بگی اما نتونستی  رو  همین الان  بهش بگو.................

            بهش بگو ...همین الان

><><><><><><><><><><><><><<><><><><><><<>><><><><><><>

به وبلاگه دومم((ترانه هامو اونجا مینویسم)) حتماسر بزنین(یه پرستو ،توي آسمونه اميد)

 ><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><

                     parastuie-omid.blogfa.com

 ><><><><><><><><><><><><><><><><

         

|لینک|


پنجشنبه، 10 خرداد، 1386


چشماتو كه باز ميكني...ديگه هيچي نداري.... نه نامزدت.... نه.......

1-به  ترانه های من  توی  وبلاگه دومم  ((یه پرستو،توي آسمونه اميد)) سر بزنين  بچه هاي جيجره  ناش ناشي(((عكسه  سگه نازم  بلفي هم اونجا هستا)))

2-حتما  حتما اين پستو   بخونين و  باور كنين كه خيلي خوشبختين

*****************

 ميخوام   خودتونو جاي  يه آدم بذارين

   ميخوام  بفهمين چي كشيده

   ميدونم خيلي سخته.....اما بد نيست آدم

 بعضي وقتها قدر خوشبختي و آسودگي خيالشو بدونه

  چشماتونو ببندين و تصور كنين كه بانامزدتون يا (b.f) يا (g.f ) تون  توي ماشين هستين 

   براي اولين باره كه دارين باهم  مي رين بيرون

 شما دنبال بهونه  اي براي بحث هستين.......

 واون اين بهونه رو با سيگار كشيدنش به شما ميده

   بحث بالا ميگيره  ...  اون پاشو گذاشته  رو گاز ........

   يه كاميون  با باره سيمان   جلوتون سبز ميشه

                               و..........................................................

چشماتو كه باز ميكني ،،،،،،  ديگه هيچي  نداري.........نه  نامزدتو.  اون تو رو تنها گذاشتو رفت پيشه خدا....... نه  خوشبختي تو.............نه صداتو  .......... ونه  بيناييه يه چشمتو............. 

 به من بگو  كه چيكار ميكني؟؟؟ چه احساسي داري ؟؟؟؟؟

|لینک|


چهارشنبه، 2 خرداد، 1386


رضا کوچولو ..... بادکنکش ..........زندگی راحتش

 اگه دوست دارین شعرا وترانه های منو (((ناگفته های دله منو  بخونین  به اینجا سر بزنین  وبلاگه دومم .نه ببخشید خونه دوممه 

:parastuie-omid.blogfa.com ((يه پرستو،توي آسمونه اميد))))

رضا كوچولو..............يه كوچولوي 5 ساله   كه  باباش  شكار هيولاي اعتياد شدو  زندیگشونو يه هم ريخت...

 مامانه  رضا كوچولو خيلي راحت  اونو  با باباي معتادش تنهاش گذاشتو  رفت........

يه بچه كوچولو كه هيچو قت باباييه  خوبش بهش نگفت : دوستت دارم موندو ...بادكنكه سفيدشو  يه كوچه براي بازي با تنهايي.........

يه روزه سرده سرد.........خيلي راحت تر از اوني كه  فكرشوكني....باباي معتاده رضا كوچولو سنكوپ كردوبدونه اينكه حتي  يه بار؛؛؛ جاي كتكاي نئشگي؛؛؛ به رضاكوچولويه قصه ما بگه  پسركم دوستت دارم ....... اونو با بادكنكه سفيدش تنهاش گذاشتو رفت.....آره  حتي راحت تر از رفتنه مامانش  ........

و خيلي ...خيلي.... خيلي راحت تر از اوني كه شماها  دردشو .. بفهمين......رضاكوچولو رو از كوچه  جداش كردنو  بردنش پرورشگاه................وحالا  يه بادكنكه سفيد گوشه حياط مونده و شكلاتهايي كه  هر چند وقت يه بار  ميذارم كفه دسته  رضا تا با بچه هاي  پرورشگاه تقسيم كنه و يه بوسه پر ازغم روي گونه هاي سرده رضاي  تنها......

.اين شعر برايه توئه رضا كوچولو........ كه جواب بابايي واسه  دوستت دارماي تو  فقط.......نئشگيو .... خماريو ...كتك بود:

                                باد كنكه سفيده  رضا كوچولو

بادكنكه  سفيده من............ بالو پره اميده من

برو توي هفت آسمون.......... تو ابرا و رنگين كمون

                      اونجا كه نزديكن دلا...........  اونجا كه نيست رنگ و ريا

                بپرس ،تو از پرنده ها  ............ مرغه سفيد ؛زاغه سياه         

           كه خونه خدا كجاست؟....................بابا ؛تو خونه خداست؟ 

         اگر ديديش بهش بگو ......................دلم ؛براش تنگ شده

      نا مهربون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چرا دلت سنگ شده؟

        بادكنكه سفيده من.................... .  .رفيقه من ؛ رفيقه من

           بگو كه بازيگوشي رو............ديگه فراموش ميكنم

              ديگه شبا زود ميخوابم ............هرچي بگي گوش ميكنم

                  مشقامو مي نويسمو.............ديكته مو ازبرميكنم

                   بادكنكم ؛ سره نخت............بابارو با خودت بيار

                       گلها تو باغچه خشكيدن............ منتظرن بياد بهار 

                          بادكنكه سفيده من................بال و پره اميده من

                    رفيقه من... رفيقه من

                                          

                                ****   

                   

                             

                                 

|لینک|


يكشنبه، 23 اردىبهشت، 1386


***خاطره هاتو زنده کن با........روز جهانی خاطره*****

خاطره ها خیلی مهم  هستن...خیلی قشنگن..حتی اگه تلخ باشن

با خاطره هست که تو زنده ای مگه نه؟؟

حالا ازت یه چیزی میخوام

میخوام که چشماتو ببندی و  فکر کنی که  امروز روز جهانی خاطره است 

خوب.....................حالا چشماتو باز کن و بهم بگو

بگو  قشنگترین خاطره ای که داشتی چی بود؟ اولین خاطره ای که با این  سوال به ذهنت اومد؟؟؟؟؟؟؟

میتونی از عشقت بگی..از خانواده ات بگی  از  هرچیزی....... از هر حادثه  مهمی که برات  رخ داده............اما فقط بگو  منتظرما؟؟؟؟؟

راستی .....  میخوام یه یادگاری به قشنگترین  خاطره  بدم...... نه .... نخند  جدی میگم

 بچه ها میخوام کولاک کنیدا......................

اصلا این پستو تبدیلش کنید به یه همه پرسی.... به یه آمارگیری

به هرکی رسیدین بگین بیاد  خاطره تعریف کنه

|لینک|


E-Mail Someone!
Iran Java Script

  RSS 2.0